جابر بن عبداللّه انصارى مىگويد: من از رسول خدا صلىاللهعليهوآله پرسيدم:
تولّد حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام چگونه بوده است؟
فرمود:
آه آه از بهترين مولودى كه بعد از من به سنّت حضرت مسيح متولّد شده سؤال كردى.
(بعد از سخنانى فرمود)
اى جابر قبل از آنكه فاطمه بنت اسد به على بن ابيطالب عليهالسلام
حامله شود مرد عابد و راهبى به نام «مثرم» بود كه بيش از صد و نود سال
عمر داشت. و در تمام اين مدّت بندگى خدا را مىكرد و هيچ حاجتى از
خداى تعالى نخواسته بود جز يك حاجت و آن اين بود كه خداى تعالى ولىّ و
محبوب خودش را به او نشان دهد تا آنكه يك روز دعايش مستجاب شد و
خداى تعالى حضرت ابىطالب عليهالسلام را نزد او فرستاد وقتى «مثرم»
چشمش به آن حضرت افتاد از جا برخاست و پيشانى او را بوسيد و او را
كنار خودش نشاند و عرض كرد: شما كه هستيد خدا شما را دوست داشته
باشد.
حضرت ابيطالب عليهالسلام فرمود: من مردى از «تهامه» هستم.
مثرم گفت: از كجاى تهامه؟
حضرت ابوطالب فرمود: از مكّه.
مثرم گفت: از كدام خانواده؟
حضرت ابوطالب فرمود: از خانوادهى عبد مناف.
مثرم عرض كرد: از كدام فرزند عبد مناف؟
حضرت ابوطالب فرمود: از بنىهاشم.
مثرم از جا برخاست دوباره پيشانى حضرت ابوطالب را بوسيد و گفت:
خدا را شكر مىكنم كه درخواست مرا به من عطا فرمود و نمُردم تا آنكه ولىّ
از اوليائش را ملاقات كردم، سپس به حضرت ابوطالب عرض كرد: به تو
بشارتى مىدهم. و اين را باور و قبول كن. زيرا به من از جانب خداى على
اعلى الهامى شده كه من براى تو آن بشارت را بگويم.
حضرت ابوطالب فرمود: آن چيست؟
مثرم عرض كرد: پسرى از تو بوجود مىآيد كه او ولىّ اللّه، امام المتّقين،
وصىّ رسول ربّ العالمين است اگر او را ديدى
سلام مرا به او برسان، به او بگو كه مثرم به تو سلام رسانده و شهادت داده
كه خدا يكى است و شريك ندارد و محمّد صلىاللهعليهوآله بندهى او و
رسول او است و تو حقّا وصىّ او هستى.
اگر به محمّد صلىاللهعليهوآله نبوّت تمام مىشود به تو وصايت و
خلافت آن حضرت تمام مىگردد.
حضرت ابيطالب وقتى اين را شنيد از خوشحالى گريه كرد و فرمود: اسم
اين مولود چيست؟
مثرم گفت: اسم او «على» عليهالسلام است.
حضرت ابوطالب فرمود: من مىخواهم آنچه تو گفتى با دليل و برهان
واضحى براى من توأم باشد.
مثرم گفت: چه مىخواهى همين الآن در همين جا بشود.
حضرت ابوطالب فرمود: مىخواهم همين الآن طعامى از بهشت اينجا
حاضر گردد.
مثرم دعا كرد خداى تعالى مجموعهاى از ميوههاى مختلف بهشتى از
قبيل خرما و انگور و انار براى آنها فرستاد.
حضرت ابوطالب مقدارى از آن ميوهها را خورد و يك انار هم برداشت با
خوشحالى در همان لحظه به خانه آورد و آن انار را با فاطمهى بنت اسد
خوردند و او با همسرش فاطمهى بنت اسد همبستر شد همان شب
نطفهى حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام از آن ميوههاى بهشتى بسته
شد و فاطمهى بنت اسد به على بن ابيطالب عليهالسلام حامله گرديد.
برگرفته شده از کتاب امیرالمومنین (ع) حضرت آیت الله سید حسن ابطحی